دل نوشته های من

تو چند تا خاطره با من هنوزم مشترک هستی

پیچک - روشا و امید رحیمی
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: روشا ، امید رحیمی ، پیچک ، متن

اسم تو مثل غبار نشستـــــه رو تــــــن من

با تو خورشید خونه میسازه زیر پیرهن من

تو فقط بـــــــــــگو که عاشقت منـــــــــم

تا ابـــــــــــد تو رو پرستــــــــــــــش بکنم


ما دوتا باید با همدیگه باشیم

مثل قایقی که زنجیره آب

مثل شبنم تو خواب گل سرخ

مثل شب که مهربون میشه با خواب

اسم تو مثل غبار نشسته رو تن من

با تو خورشید خونه میسازه زیر پیرهن من

تو فقط بگو که عاشقت منم

تا ابد تو رو پرستش بکنم

تو فقط بگو که عاشقت منم

تا ابد تو رو پرستش بکنم

دست تو نوازش دستای گرم بچه هاست

دست من خواهش دستامو بگیر رو به خداست

تن من پیچک و دستای تو دیواره براش

دیوار دوست داره که پیچک بخوابه رو شونه هاش

اسم تو تا وقتی  آتیش میزنه خون من و

دیگه هیچکس نمیبینه زمستون من و

تو فقط بگو که عاشقت منم

تا ابد تو رو پرستش بکنم

تو فقط بگو که عاشقت منم

تا ابد تو رو پرستش بکنم

واسه مسافر تنم نگات

مثل مقصدی رسیده میمونه

واسه سیمرغ تویی مثل کوه قاف

واسه تشنه ای نمای رودخونه

واسه ماهیا تویی بزرگترین رود خدا

رودی که ماهیارو به دریا می رسونه

تو فقط بگو که عاشقت منم

تا ابد تو رو پرستش بکنم

تو فقط بگو که عاشقت منم

تا ابد تو رو پرستش بکنم