دل نوشته های من

تو چند تا خاطره با من هنوزم مشترک هستی

اون غریبه کی بود
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

ابر بغضم ولی انگار کسی اشکامو نمی بینه
ازدلتم انتظاری نیست که به کنارم نمی شینه
طاقت روزهای تنهایی وقتی که ایستاده این ساعت
به تموم بی وفایی ها می دونم من می کنم عادت
پابه پای گفتنی های دیوارای خونه می شینم
وقتی که دلتنگ تو میشم چن تا از عکساتو می بینم
تازه باور می کنم تنهام چشم تو این قصه رو می گه
سایه دیوار مجبوری میگه برم با یکی دیگه
ولی نمی تونم از قفس تو از خودم دور شم
با کسی نمی مونم حتی اگه مث تو مجبور شم
ما از هم خیلی ساده جدا شدیم گناه ما چی بود
تو که گفتی تنها می مونی پس بگو اون غریبه کی بود
اونکه با تو اونقد یکی بود توی نگاش سادگی بود
می مردم وقتی که می دیدم حرفات از دلداگی بود
تو بگو اون غریبه کی بود،تو بگو اون غریبه کی بود
تو بگو اون غریبه کی بود،تو بگو اون غریبه کی بود

آخه نمی تونم از قفس تو از خودم دور شم
با کسی نمی مونم حتی اگه مث تو مجبور شم
ما از هم خیلی ساده جدا شدیم گناه ما چی بود
تو که گفتی تنها می مونی پس بگو اون غریبه کی بود
تو که گفتی تنها می مونی پس بگو اون غریبه کی بود