دل نوشته های من

تو چند تا خاطره با من هنوزم مشترک هستی

یه نظر
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

یکی از دوستان اومد واسم نوشت که :

"رابطه ای که تموم شده،چرا نمی خواین دل بکنین؟ اشتباهه به خدا من حالتون رو می فهمم کاملا اما نبض رابطه ی مرده رو هی نمیگیرن،دیگه مرده،زنده نمیشه.. این طوری فقط دارین لحظه هاتون رو از دست میدین؟ چرا ؟واسه کسی که سزاوار محبت شما نیست؟ "

می خوام بهش بگم من دلم می خواد دل بکنم ولی دل دیگه حالیش نمی شه هر چی می گم بهش (با اینکه با بدترین شکل ممکن دلمو شکسته) ولی خله دیگه نمی فهمه .عقلم بهش می گه ولش کن ..... این نشد یکی دیگه ولی دلم آروم نمیشه (اولش گفتم زمان حلش می کنه) ولی هر روزی که می گذره داره بدتر دلتنگ میشه دلم (می دونم احمقانست ولی ... چه کنم که هر کاری میکنم نمیشه )

از خودش پرسیدم چیکار کنم جوابش واسم جالب بود گفت : برو با یکی دیگه دوست شو (آخه مگه دلم پارکینگه؟!؟!؟!؟!؟) فراموش می کنی

خیلی این حرفش جالب بود واسم

البته بهش کاملا حق می دم که منو بزاره کنار چون همون اوایلم بهش گفتم من با اون چیزی که تو می خوای خیلی فاصله دارم .گفت نه من خودت تو رو می خوام .

از این حرفاش بیشتر داغون شدم .اون که می خواست بره چرا من و داغون کرد ؟چرا من و بازی داد؟ چرا و چرا و چرا و چرا ..............

میبینی دوست من منم میدونم کارم اشتباه ولی چه کنم که نمیشه (من می تونم بعنی سعی می کنم) ولی نمی دونم میشه یا نه(واسه خودمم که شده امیدوارم بشه)