دل نوشته های من

تو چند تا خاطره با من هنوزم مشترک هستی

برای ماندنش
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
برای ماندنش به خدا التماس کردم
از خدا خواستم از حمایت ما رو بر نگرداند
که من بی او هیچم نیمه شب ها برایش دعا کردم
اه کشیدم ولی او رفت و خدا گریه هایم را نشنید
وندید و دعا هایم را نشنید و مورد اجابت قرار نداد
و او را برد و ان زمان بود
که من از همه و هر چه داشتم بریدم
و های های گریستم و او رفت
و من فقط ناظر رفتن او بودم رفتنی
که هیچ امیدی به بازگشت ان ندارم ونخواهم داشت
وامروز من او را برای همیشه از دست داده ام
نه میتوانم او را حس کنم
و نه در آغوش بگیرم او رفت
گر چه برایم همیشه ماندگار است