دل نوشته های من

تو چند تا خاطره با من هنوزم مشترک هستی

گفت
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
گفت : می خواهم برات یه یادگاری بنویسم ،
گفتم : کجا ؟ گفت : رو قلبت ،
گفتم مگه میتونی ؟ گفت : آره سخت نیست آسونه
، گفتم باشه ، بنویس تا همیشه یادگاری بمونه ،
یه خنجر برداشت ......... گفتم بنویس دیگه چرا معطلی ، 
خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت دوست دارم دیوونه ،
اون رفته خیلی وقته ، کجا ؟
نمیدونم ، اما هنوزم زخم خنجرش یادگاریرو قلبم مونده ، دوست دارم