روز 34 سال 90 خیلی روز خوبی بود . از سر صبح تا غروبش عالی بود .تو کلش با عشقم بودم .واسش یه لب تاپ سفارش داده بودم صبح با هم رفتیم گرفتیم و بعدش ××× قلبرفت واسه پروژش یه جایی منم بیرون منتظرش بودم تا بیاد خلاصه موقع نهار با هم بودیم پیتزا خوردیم یادش به خیر و کلی خاطرات دیگه .خلاصه غروب و آخرین دیدار 

روز 35 سال 90 بسیار روز مسخره ای بود تقریبا همه چیمو از دست دادم .ناراحت