دل نوشته های من

تو چند تا خاطره با من هنوزم مشترک هستی

عیادت
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
به عیادت صمیمیّت
در بیمارستان دل رفتم
بر روی در نوشته بود

خطر مرگ!
مبتلا به میکروب غربت

از پشت شیشه نگاهش کردم
چه لاغر شده بود و چه نحیف می نمود
دانستم که روز وداع نزدیک است

مشتهایش را باز نمود
کف دستش
قطره های اشکم بود
که روزی به او بخشیدم

به چشمهایم دست کشیدم
خشک بودند