دل نوشته های من

تو چند تا خاطره با من هنوزم مشترک هستی

تقدیر - خشایار اعتمادی
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

تو می تونی ازم رد شی

بری و غرق فردا شی

تمام دلخوشیم اینه

که گاهی یاد من باشی

یاد من باشی

من این احساس محالو

به چشمای تو مدیونم

برو عشقم برو جونم

منم یاد تو می مونم

می مونم

تو یه جوری به قلب من

به تقدیرم گره خوردی

که روحم رو به دنیای

غریبو دیگه یی بردی

که روحم رو به دنیای

غریبو دیگه یی بردی

تموم آرزوم اینه

همه مرزا رو وردارم

از این هم دربدر تر شم

من این تقدیرو دوست دارم

از این هم دربدر تر شم

من این تقدیرو دوست دارم

اگه دریای بین ما

پره از وحشت مبهم

برای تو به عشق تو

به هر طوفانی تن میدم

اگه گردابه من موجم

که سر به سخره می کوبه

ببین مشتاق این حالم

که از تو مردنم خوبه

تو یه جوری به قلب من

به تقدیرم گره خوردی

که روحم رو به دنیای

غریبو دیگه یی بردی

که روحم رو به دنیای

غریبو دیگه یی بردی

تموم آرزوم اینه

همه مرزا رو وردارم

از این هم دربدر تر شم

من این تقدیرو دوست دارم

از این هم دربدر تر شم

من این تقدیرو دوست دارم