صندلی چوبی کهنه ام را زیر پایم میگذارم مینشینم.
باز هم خاطرات با تو بودن را مرور میکنم.
بازی کلاغ پر را یادت هست؟
بیا دوباره بازی کنیم
تو،پر!
زندگی،پر!
عشق،پر!
حالا فقط منم و یک سیگار،که مانده ایم با یک جرقه آتش بگیریم.
چقدر شبیه من است سیگار،او هم میسوزد،دود میشود.
راستی، نکند من و سیگار همزادیم؟!!