دل نوشته های من

تو چند تا خاطره با من هنوزم مشترک هستی

علامت سوال - شادمهر
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفس

سهم من از بودن تو یه خاطرست همین و بس

تو این مثلث غریب ستاره ها رو خط زدم

دارم به آخر میرسم از اون ور شهر اومدم

یه شب که مثل مرثیه خیمه زده رو باورم

می خوام تو این سکوت تلخ صداتو از یاد ببرم

 


یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفس

سهم من از بودن تو یه خاطرست همین و بس

تو این مثلث غریب ستاره ها رو خط زدم

دارم به آخر میرسم از اون ور شهر اومدم

یه شب که مثل مرثیه خیمه زده رو باورم

می خوام تو این سکوت تلخ صداتو از یاد ببرم

بزار که کوله بارمو رو شونه شب بزارم

باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم

داغ ترانه تو نگام شوق رسیدن تو تنم

تو حجم سرد این قفس منتظر پر زدنم

من از تبار غربتم از آرزوهای محال

قصه ما تموم شده با یه علامت سوال

بزار که کوله بارمو رو شونه شب بزارم

باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم