دارم آتیـــش میگیرم پای غمـت

کاش که هیچ موقع نـدیده بودمت

کاش که می شد روزای تلخ و سوزوند

زندگی و به عقـب برگردونــــد

از همون روزی که خیلی خوش گذشت

بخت من پر زد و دیگه برنــگشت


دارم آتیـــش میگیرم پای غمـت

کاش که هیچ موقع نـدیده بودمت

کاش که می شد روزای تلخ و سوزوند

زندگی و به عقـب برگردونــــد

از همون روزی که خیلی خوش گذشت

بخت من پر زد و دیگه برنــگشت

ما با هم خوش بودیم اما بیخودی

نمی دونم چرا تــــو عوض شدی

تموم زندگیمو زهر کـــردی

چرا با چشمای من قهـر کردی

از اون روزی که رفتی از کنــارم

من و انگشت نمای شهر کردی

کاش میدی شب تا صبح بیــدارم

کاش می فهمیدی که دوســت دارم

خواب و از چشمای من دزدیدی

شایدم از عاشقــی ترسیــدی

فکر تو تـموم دنیـــای منــه

شاهدم اشک تو چشمای منه

هنوزم رنگ صدات و یادمه

دونه دونه خاطرات و یادمه

تموم زندگیمو زهر کردی

چرا با چشمای من قهر کردی