من رگ بـــــــارون و زدم
وقتی چشام بارونی شد
وقتی شلوغـــــــی دلت
درگیر بــــی قانونی شد
من رگ بـــــــارون و زدم
خبر نـــــــداری می دونم
می خوام فراموشت کنم
نمی تونم نمیتـــــــــــــونم