جان عاشقی - علیرضا قربانی

این بار من خریده ام
نقد تو را کشیده ام
ناز تو را بِدیده ام
ای بر رُخت ستاره نشسته

این بار من که دیده ام
وصل تو را بُریده ام
از من و ما بگو چرا
تا کی زنم بر این دَر بسته

این بار من که خوانده ام
رمز تو در ستاره ها
راز نهان من بگو با من تمام ماجرا

رویایِ صادقی
در جانِ عاشقی
لیلایِ کاملی
اتمامِ عاقلی

تا آستان کوی اَت، من پا نهاده بودم
دستم به حلقه ی دَر، دل با تو داده بودم
دست و دلم که دیدی، پایم چرا بُریدی

رویایِ صادقی
در جانِ عاشقی
لیلایِ کاملی
اتمامِ عاقلی

نیمی زمینی اَم، نیم آسمانی اَم
محتاجِ پَر زدن، مجنونِ آنی اَم

گفتم ببینمَت
گفتی که صبر صبر
ای آفتاب حُسن
برون آ، دَمی ز اَبر

تا آستان کوی اَت، من پا نهاده بودم
دستم به حلقه ی در، دل با تو داده بودم
دست و دلم که دیدی، پایم چرا بُریدی

رویایِ صادقی
در جانِ عاشقی
لیلایِ کاملی
اتمامِ عاقلی

نیمی زمینی اَم، نیم آسمانی اَم
محتاج پَر زدن، مجنونِ آنی اَم

گفتم ببینمَت
گفتی که صبر صبر
ای آفتاب حُسن
بُرون آ، دَمی ز اَبر

/ 5 نظر / 3 بازدید
الهام

زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من عشق فرمود تا چه گوید این دل من عقل نالید کجا حل شود این مشکل من مرگ خندید در این خانه ویرانه من . . .

پریسا

من هر شب با این آهنگ به وسعت ابرهای دلتنگی می بارم

ياس

خيلي خيلي زيباست مرسي[گل]

ياس

قلب من در هر زمان خواهان توست این دو چشم عاشقم مهمان توست گرچه لبریز از غمی درمانده ای این نگاهم در پی در مان توست در میان ظلمت شبهای غم چلچراغ قلب من چشمان توست در کنارم لحظهاای آسوده باش همدم دستان من داستان توست