هیچگاه نخواهی فهمید

و تو هیچگاه نخواهی فهمید که شبها
آن زمان که به خواب میروی
من همچنان به تو و خوابهایت
فکر میکنم..
و تو هیچگاه نخواهی فهمید
 من تو را بیشتر از آنیکه فکر میکردی دوست دارم..

/ 4 نظر / 3 بازدید
سارا

کاش خدا از پشت اون ابرها میومد بیرون... و محکم گوشمو میگرفت و میکشید و میگفت: آهــــــــــــــــــــــــــــــــــای همینی که هست انقدر غر نزن... بعد یواشکی چشمک میزد و میگفت: غصه نخور،همه چی درست میشه... [لبخند]

ياس

خيلي زيبا بود[گل]

ستاره

اینکه نفهمه خیلی دردناکه نه؟