بمیرم برات - شهاب رمضان

هوای دلت باز ابری شده -- چرا غصه داری بگو چی شده؟!

از اول دلت قسمت من نبود -- بگو آخرش قسمت کی شده؟!

چه بغضی نشسته تو لحن صدات -- چقدر گریه کردی بمیرم برات

باید راهم از تـــو جداشه  ولی -- من و حبس کردی تو عمق چشات

چقدر گوشه گیری؟! کجا داری میری؟!
واسه کی قراره از امشب بمیری؟!
همش بی قراری
همش بغض داری
می خوای مثل ابر ِ بهاری بباری

دیگه خستم از خواهش بی اثر -- بیا هرچی داری از اینجا ببر

آخه من به هر در زدم وا نشد -- همینه که موندم همش پشت در

حالا که نگاه تـــو غمگین شده -- فضای اتاقم چه سنگین شده

بشین قبل رفتن واسه من بگو -- چرا آخر قصه مون این شده؟!

چقدر گوشه گیری؟! کجا داری میری؟!
واسه کی قراره از امشب بمیری؟!
همش بی قراری
همش بغض داری
می خوای مثل ابر ِ بهاری بباری

/ 3 نظر / 3 بازدید
الهام

چه سخت اس در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن . . .

ياس

خدايا، حکمت قدم هايي را که برايم بر مي داري بر من آشکار کن، تا درهايي را که به سويم مي گشايي، ندانسته نبندم و درهايي که به رويم مي بندي ، به اصرار نگشايم..