دلم لک زده

دلم لک زده واســﮧ یــﮧ عاشقانـﮧ ے اروم . . .
کــﮧ تو رو سفت بغل کنم . .
بذارے ازت گـلــﮧ کنم . .
از همــﮧ این کابوسهایـے کــﮧ چشم تــــورو دور دیـــدن و آزارم دادن . .
گریــــﮧ کنم و تو اشکامو پاکـــ کنــے . .
دلتنگـے هام رو بهونــﮧ کنم . .
سرم رو توے گودے گردنت قایِم کنم . .
تمام نفســــم رو پر کنم . .
از عطر تنت و آروم بگیرم .  

/ 3 نظر / 3 بازدید
ایلیا

حقيقت دارد! كافيست چمدانهايت را ببندي تا حاضر شوند، همه براي از ياد بردنت! آنكه بيشتر دوستت دارد،بيشتر!

طنین

هرکاری کردم تا یه جمله قشنگ پیدا کنم و در جواب این پستت واست بذارم نتونستم.... بد جور توصیف شد حس من.... حرفی نمونده.... سکوت کنم بهتره... مرسی رفیق[گل]

طنین

چه انرژی عظیمی میخواهد کنترل اولین اشک برای نچکیدن..... +بد نبود اگه دوستانتو داخل آدم حساب میکردی...مگه نه؟؟؟ همیشه نباید منتظر جواب دیگران موند....گاهی باید دیگران ساکت باشن و تو گوش کنی.... هیچ خبری ازت نمیشه!!!!! این خوب نیست رفیق