سیگار بی منت

سیگارم چه زیبا کام میدهد.....

او تا صبح پیراهن سفیدش را برایم میسوزاند

و من از لبانش بوسه ها میگیرم

چه لذتی میبرم از این همخوابگی بی منت...

او از جان مایه میگذارد و من از عمر......  

/ 3 نظر / 3 بازدید
ياس

كاش عمرمون اينطوري هدر نره[ناراحت][گل]

مریم

نه! کاری به کار عشق ندارم! من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر در این زمانه دوست ندارم انگار این روزگار چشم ندارد من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند زیرا هر چیزی و هر کسی را که دوستتر بداری حتی اگر یک نخ سیگار یا زهرمار باشد از تو دریغ میکند... پس من با همه وجودم خود را زدم به مردن تا روزگار، دیگر کاری به کار من نداشته باشد این شعر تازه را هم ناگفته میگذارم... تا روزگار بو نبرد... گفتم که کاری به کار عشق ندارم! "زنده یاد قیصر امین پور"